شب سرد -
جیغ بچه گربه
حرفهایم را نمی فهمد.
تکان های سخت ماشین
جاده خاموش
آرامگاهی تنها.
مستی ماه
نسیم می رقصد
محبوبه های شب .
ماهي سرك مي كشد.
بچه ها مي دونند
در طول رود.
صبح پاییزی-
صدا می دهد
گاری دستی پیرمرد.
کوکو آرام می خواند
بدرود سرد بهار ...
برگها دست نقاش اند .
دیگر٫تنها نیستم
پاییز برگهایش را بدر خانه ام خواهد رساند
غروب
همرنگ برگها سرخ و نارنجی خواهد پوشید
...